بالاخره بعد از یه مدت طولانی تونستم بیام و مطلب جدید بذارم اینجا نقاشیهای یه نقاش نابغه ی روس به نام اسلاوا گروشف
۳۹ ساله رو می بینید که طبق گفته ی خودش نقاشی رو هشت سال پیش وقتی تو مونترال کانادا بوده شروع کرده و روزی ده ساعت و شش روز در هفته کار کرده تا به این چیزی که می بینید رسیده . نقاشیهای بیشترش رو هم می تونید سرچ کنید و تو سایتهای مختلف ببنید.



دختران روستا به شهر فكر مي كنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد

رقص یا فَرخه (واژه پارسی آن) معمولاً به حرکتهای انسان که برای بیان یک حالت انجام میگیرد گفته میشود. رقص میتواند در یک محیط اجرایی ، روحانی یا اجتماعی اجرا شود.رقص یکی از هنرهای هفتگانه به شمار میآید.قطعاً رقص بخش مهمی ازمراسم ، تشریفات ، جشن ها و سرگرمی بدوی ترین تمدن های بشر بودهاست. باستان شناسی ردپاهایی از رقص را در دوران ماقبل تاریخ از جمله در نقاشیهای مقبرههای مصری در حدود ۳۳۰۰ پیش از میلادونقاشیهای پناهگاه صخرهای بیمبتکا در هند نشان میدهد.

بسیاری از شکلهای آغازین موسیقی و رقص با هم ایجاد و اجرا شدهاند. این تکامل دوگانه در دوران مختلف ادامه داشته و باعث ابداع گونههایی از رقص / موسیقی شدهاست، از جمله: دیسکو، سالسا ، الکترونیکا ، هیپ هاپ ، رومبا و ... . و برخی از سبک های موسیقی مانند موسیقی باروک و رقص باروک ،رقص موازی دارند، در حالی که سبکهای دیگر به طور جداگانه ایجاد شدند: موسیقی کلاسیک و باله ی کلاسیک
انواع هنر رقص
رقصهای باله
- باله مدرن و یا رقص معاصر
رقص های سنتی و یا رقصهای ملی

- رقص عربی
- رقص ایرانی
دسته های فوق نیز هر کدام دارای زیر مجموعه های مختلف هستند مثل رقص شیوا که زیر مجموعه ی رقص هندی قرار می گیرد.
رقص فولکلور
کلیه ی رقصهای اقوام مختلف در سرتاسر دنیا در این تقسیم بندی جای می گیرند مثل رقص کردی ، بندری ، قاسم آبادی ،بلوچی ، بابا کرم و... از ایران ؛ رقص سامبا از برزیل ؛ رقص قزاقی از روسیه ،رقصهای خاص مردم ناحیه ی ولز در انگلستان ،رقص ژیگ ( نوعی رقص و ترانههای مربوط به رقص است که در سنت موسیقایی انگلیس پیشینه دارد و موسیقی باروک مشخصترین نمود آثاری با این سبک است.و این رقص بسیار پرجست و خیز و بانشاط است.)، رقصهای دهکده های یونان ؛ رقصهای فولکلوریک ژاپن و و آسیای جنوب شرقی و .... .
رقص بالروم
- چاچا
- سالسا
- تانگو
- دیسکو
- پازادیله
رقص آیینی
- سماع( که نوعی رقص مذهبی است )
. توضیح این که بسیاری از رقصهای آیینی در مراسم عزاداریهای ماه محرم در ایران وارد شده مثل رقص شاخسی (شاه حسین) که امروزه در شهرهای آذربایجان در مراسم ماه محرم از آن استفاده می شود و اجرا کنندگان حالت دایره وار می ایستند و با تکان دادن چوب یا خنجر یا قمه ، جملاتی را در رثای امام حسین (ع) تکرار می کنند .
- رقص شیطان در سریلانکا
در ضمن این لینکهای جالب مرتبط با رقص را هم ببینید:
دانشگاههایی که مطالعات رقص را تدریس می کنند.
یک بالرین مشهور ایرانی ( البته سایت به زبان فرانسه است اما می توانید از تماشای تصاویر جالب آن لذت ببرید.)
... ادامه دارد

تأثیر زبانهای دیگر بر زبان عربی
در زبان عربی از دورانهای کهن زبانهای بیگانه روی آن تأثیر گذاشتهاند؛ از این میان میتوان به تأثیر زبانهای ایرانی و یا رومی کهن بر آن اشاره کرد، حتی در در نصوص قرآن چنین واژههایی نسبتاً به وفور یافت میشوند هر چند که زبان عربی بنا بر خاصیت ذاتی خود که واژهها در آن صرف میشوند چهره ی وام واژهها را چنان دگرگون مینماید که تشخیص ریشه آن بسیار دشوار میگردد.از واژگانی که از دیرباز به زبان عربی وارد شدهاند میتوان موارد زیر را نام برد:
از زبان های ایرانی
در عربی: زمان (از زَمان در پهلوی)، مهرگان (مهرجان در عربی معنای جشنواره بخود گرفتهاست)، برنامه (برنامج)، فیروز، تنور، خندق، قناة، قلعة (کلات)، اسفناج، دیوان، برزخ، بلبل، حنا، یاسمین، سرو، عدس، شهی، ،آجر، گچ = جص - خنجر= خونگر- طربوش = سرپوش و ... . در قرآن یکصد کلمه اصل پارسی و یا معرب شده از پارسی وجود دارد که از این نظر پر نفوذترین زبان بر ادبیات قرانی تلقی میشود: دین، سراج از چراغ، جند، (دکا دکا = تکه تکه)، سجیل، ، وزیر (از وَچیر پهلوی)، مسک (از مشک پهلوی)، عفریت (از آفرید) و هزاران واژه دیگر...
از زبانهای دیگر
اما در عصر حاضر واژههای زیادی از زبانهای اروپایی وارد زبان عربی شدهاند که یا در قبل در عربی وجود نداشته و مجال ساخت آنها نبوده ویا از لحاض معنایی امکان ساخت آن در عربی زیاد موفقیت آمیز نیست. بیشتر این واژهها در عرصه سیاست (مانند: الإمبریالیة، الإیدیولوجیا...)، یا هنر و ادبیات (مانند: رومانسیة، فلسفة، فلم (فیلم)، سیناریو (سناریو)...) و یا صنعت و تکنولوژی (مانند: باص( اتوبوس)، رادیو، ورشه - تلفون، تلفزیون، کمبیوتر...) هستند.
تأثیر زبان عربی بر دیگر زبانها
گاهی اوقات مشکل مینماید که بتوان از زبان عربی مفهومی را به ویژه در متون اسلامی به درستی و دقت به زبانی دیگر ترجمه نمود. عکس این قضیه نیز در موارد گوناگون صادق است (مخصوصا در متون علمی و صنعتی). از آنجا که قرآن به عربی نگاشته شدهاست و مسلمین سنتا بر این باورند که غیرممکن و نادرست است که متون مقدس مذهبی (قرآن، نماز، اذان...) خود را به زبانی دیگر ترجمه نمایند و بیم از عدم رسایی مفهوم دقیق متون آن را داشتهاند مجموعه این عوامل همراه با علل مختلف دیگری همچون همجواری جغرافیایی، تجارت و مهاجرت... راه را به کلی بر تسلط کامل عربی بر کلیه زبانهایی که تحت نفوذ امپراتوری اسلامی و یا صرفاً فرهنگ اسلامی بودهاند هموار کردهاست.تأثیر عربی بر زبان فارسی بیش از ۳۰٪ بودهاست و واژگان عربی از طریق زبان فارسی به زبانهای اردو ، کشمیر ، پشتو ، تاجیکی و تا حد زیادی به ترکی نیز سرایت نموده و در حد بسیار ملایمتر به زبانهای عبری و کردی. زبان عربی توانستهاست با توجه به جنبه تقدس دینی باعث زوال زبانهای مصری و منطقه شمال افریقا و اردن و سوریه شود این زبان بر اسپانیایی نیز تأثیر گذاشتهاست اما زبان بربر یا آمازیغی و قبطی پس از ۱۴۰۰۰ توانستهاست تحت سلطه عربی به حیات خود ادامه دهد
توضیح این که زبان قِبطی نام یکی از زبان های مصری است. از سال ۲۰۰ میلادی تا سال ۱۱۰۰ میلادی در مصر زیاد تکلم میشده. پس از قرن ۱۷ میلادی این زبان دیگر تکلم نمیشود.اکنون زبان قبطی زبان دینی ارتدکسهای قبطی ساکن مصر است
گویشها و لهجهها
مقوله زبان عربی بر مجموعه زیادی از گویشها و لهجههای مختلف دلالت میکند که به طور کلی به سه بخش تقسیم میشود:
- عربی کلاسیک یا قرآنی
- عربی استاندارد یا فصیح و یا کتابی
- عربی محاورهای یا جلفی و یا دارجة
در تمام کشورهای عربی لهجه ی استاندارد جهت تدریس در مدارس و تألیف کتابها و جراید به کار برده میشود.
اما هر منطقه از دنیای عرب، گویش محلی خاص خود را دارد که گاه تفاوتهای مابین آنها به حدی است که عربها مجبور به تکلم به عربی کتابی با هم میشوند. دلیل وجود تعدد گویشها و لهجات در زبان عربی را تأثیر زبانهای پیشین موجود در آن مناطق قبل از تسلط زبان عربی بر آن منطقهها دانستهاند. در حالت کلی عربی محاورهای را به دو بخش خاور میانه ای و مغربی تقسیم میکنند اما به طور دقیق تر عربی دارای ۴ گویش زیر است که هر کدام خود دارای لهجات متعددی است.
- عربی مصری
- عربی مغربی (شامل لهجات: مراکشی ، تونسی ، الجزایری و...)
- عربی شرقی (شامل لهجات:لبنانی،فلسطینی ، سوری و عرب زبانان غرب کشور اردن)
- عربی عراقی و یا خلیجی (شامل لهجات عراقی، کویتی، عربستان سعودی، عرب زبانان شرق سوریه، ساحل خلیج فارس از عراق تا کشور عمان و(استان خوزستان)در ایران به علاوه استان الشرقیه در کشور عربستان سعودی
از این میان عربی مصری به عنوان گویش محاورهای زبان دوم مشترک بین تمام عرب زبانان به کار میرود. و دلیل آن وجود انبوه فیلمها و برنامههای تلویزیونی و رادیویی و منابع عربی به این گویش است (مانند فارسی تهرانی که در بین فارسی زبانان ایران به عنون لهجه محاورهای دوم به کار میرود.)
تفاوت لهجهها در گویشهای عامیانه زبان عربی در واژگان، دستور زبان و شیوه تلفظ کلمات به چشم میخورد.
بیشترین تفاوتها بین گویشهای غرب و شرق کشورهای عرب زبان وجود دارد برای نمونه(کویتی و مراکشی!!)
در تفاوتهای مربوط به چگونگی تلفظ میتوان به چگونگی تلفظ حرف /ق/ اشاره نمود که در لهجه بادیه نشینان و عراقیها /گ/، در لهجه مصری و سوریه /ء/ و در لهجه فلسطینی /ک/ تلفظ میشود.
مثلا واژه ی "قلب" که به ترتیب : گلب ، ألب و کلب تلفظ می گردد
ویا چگونگی تلفظ /ج/ که در لهجه مصری /گ/ و در لهجهی لبنانی /ژ/ تلفظ میشود مانند الجمهوریة => الگمهوریة؛ الژمهوریه
...ادامه دارد
و همچنین
http://www.jireyeketab.com/Images/SecondF/Covers/Big/AtreSonbol.jpg
من شیرین هستم . راستش خیلی علاقه به وبلاگ نویسی نداشتم . اماتشویقهای یکی دو تا از دوستان ، باعث شد الان و در این لحظه بالاخره این کار رو شروع کنم . قصد دارم تو این وبلاگ از چیزهایی بگم که ممکنه تو گوشه ی ذهنم ایجاد شده باشه . از شوق برای آموختن ، از کتاب ، از سفر از خوابها و تعبیر اونها ، از نشانه ها ، از شعر و داستان و زبانهای مختلف.
درابتدا به احترام کسی که از من خواست اطلاعاتم رو درباره ی زبان عربی توی یه وبلاگ بذارم اولین نوشته رو به این موضوع اختصاص می دم .
زبان عربی یا زبان تازی، بزرگترین عضو از شاخه زبان های سامی است. و با زبانهای عبری و آرامی همخانوادهاست.این زبان دارای ۴۲ صیغه میباشد که ۱۴ تای آن ماضی و ۱۴ تای بعدی مضارع و۱۴ تای بعد از آن آینده میباشد. زبان عربی کاملترین و دقیق ترین زبان دنیا، به اعتقاد زبان شناسان است و یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل متحد می باشد. 6زبان رسمی سازمان ملل عبارتند از: انگلیسی،فرانسوی،عربی،روسی،اسپانیایی و چینی.
و مثل بعضی از زبانها مانند آلمانی و فرانسه دارای فعلها و ضمیرها و سایر اختصاصات برای مونث و مذکر هست.
عربها این زبان را «لغة الضاد» نیز مینامند زیرا تنها زبانی است که دارای ضاد صامت است. (در زبان آلبانیایی پس از پذیرش اسلام و نفوذ زبان عربی، حرف ضاد وارد آن شد.)
در نقشه ی زیر می تونید پراکندگی گویشهای عربی رو ببینید.

ادامه مطلب


